{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خالی بود دستم

خالی بود دستم
میترسیدم بری هیچی نگفتم
نمیخواستم که از چشمت بیفتم
من همه حرفامو گفتم
سعیمو کردم ، نگه دارم تو رو با همه سختی
من نبودم تووی اون دنیا که ساختی
دیدی آخرش هم ما هر دو باختیم
برو ولی همه درا رو ، پنجره ها رو
باز میذارم تا که بیای ؛ خورشید و ماه رو
حتی خدا رو ، قسم میدم خیلی زیاد
تا که بیای ، یعنی میشه بیای؟
برو ولی همه درا رو ، پنجره ها رو
باز میذارم تا که بیای ؛ خورشید و ماه رو
حتی خدا رو ، قسم میدم خیلی زیاد
تا که بیای ، یعنی میشه بیای؟
من میبستم دستمو ، تا تو نبینی خالیم
تا نفهمی که نباشی بی تو من چه حالیم
من برات زیباترینو از خودم میخواستمش
نه نشد باور کنم آخر خودم میبازمت
برو ولی همه درا رو ، پنجره ها رو
باز میذارم تا که بیای ؛ خورشید و ماه رو
حتی خدا رو ، قسم میدم خیلی زیاد
تا که بیای ، یعنی میشه بیای؟
برو ولی همه درا رو ، پنجره ها رو
باز میذارم تا که بیای ؛ خورشید و ماه رو
حتی خدا رو ، قسم میدم خیلی زیاد
تا که بیای ، یعنی میشه بیای؟
دیدگاه ها (۱۰)

از هرجا رد میشم همش حرف توئه ولی از ترس آبروم من اصلا نمیارم...

😐 😂 😐 😂

گلب صافیوشنس طافی😐

دلتنگی خیلی نامرده:):broken_heart:✌ ️.

کلام آخر نقی فقط😂اما،،،آرزو میکنم یکی وارد زندگیتون بشه که،،...

پارت ²⁷_ ( با دردی که نفس کشیدن رو ازم گرفته بود خودم رو به ...

اقا مثلاً دارم اوسی بغلم نکن من میترسمو کامل میکنم درحالی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط