سلام.
سلام.
ببین. اینم. در خونه ای عاشقای مولا. همیشه. باز بود. خواهش میکرد. التماس میکرد بری خونش. یه ابی نونی. استراحتی کنی تا اسمش تو دفتر مولا. نوشته بشه.
ببین. اینم. در خونه ای عاشقای مولا. همیشه. باز بود. خواهش میکرد. التماس میکرد بری خونش. یه ابی نونی. استراحتی کنی تا اسمش تو دفتر مولا. نوشته بشه.
- ۴۱۴
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط