{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجبور نیستی که بمانی...ولی نرو

مجبور نیستی که بمانی...ولی نرو
دیدگاه ها (۳)

باورکنپاییز که می آیدهمین پیرمردهای تنهاروی نیمکتهای پارک هم...

عشقداد می زند از چشم هاتببند آن چشم ها را!کَر شدم...

اگر تو، روی نیمکتیاین سوی دنیاتنها نشسته ایو همه آن چه نداری...

او هم عاقبتدر میان سایه هاغبار می شودمثل عکس کهنه ای ...تار ...

تو مجبور نیستی از من خوشت بیادمنم مجبور نیستم تغییر کنم .

مجبور نیستی هردو رو بری بخداا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط