{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی
نه ترانه ای نه شعری نه تبسمی نه حالی

تو کجای قصه هایی که ندارمت نشانی
ز کرم عنایتی کن بگذر از این حوالی

به چه خوش کنم دلم را؟ به توهم به ی خیالی
نه به دیدنت امیدی نه به بودنت وصالی

شب و روز در عبورند و فقط خدای داند
که چقدر خسته ام من ز گذشت این توالی

اگر آه بود و حسرت تو ببخش نازنینم
همه چیز بی تو سخت و همه چیز با تو عالی....


؟؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

از خانه ی تاریکم که رفتیسلام مرا ...به پس کوچه های باریک آدم...

من اسیرم عاشقم عاشق تر از افسانه هابا خیال روی تو من ماندم و...

گاهـــی بــرو ۰۰۰تنهـا بگذار ۰۰۰ڪسانی را ڪ تنهایت گذاشتند ۰۰...

گاه سقف چشمانم که چکه می کنند ... کاسه دستانم تا بند آمدن شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط