{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیایی شب پارت

🖤فیک مافیایی شب پارت17🖤

لینا: من ادم زیاد داشتم و دستور
دادم توی شراب رونا خواب آور
بریزند و نقشمو عملی کنم..
رونا: برامون مشروب اوردن 🍻
ولی نخوردم اما کوک همینجوری مشروب میخورد و یکم مست شده بود که یهو اومد جلو صورتم منو بوسید منم
همراهیش کردم
ولی یکم بعد لینا اومد کوک رو هول دادم عقب و گفتم لینا
کجا بودی...؟
لینا:همین جا بودم چرا مشروب نمیخوری؟
میترسی مست کنی..
رونا:عصبانی شدم و گفتم
نخیرم و مشروب رو رفتم بالا
یکم بعد احساس کردم خوابم میاد و رفتم دستشوی یه
آبی به صورتم بزنم...
لینا:نیش خنده زد بلا خره نقشم گرفت کوک مال خودم میشه...
دیدگاه ها (۳)

🖤فیک مافیایی شب پارت18🖤کوک: به خودم اومدم دیدم رونا نیست ولی...

🖤🥺💔

🖤فیک مافیایی شب پارت16🖤راوی: رونا حسابی حوصلش سر رفته بود و ...

🥀🥺💔

رمان:نفس در آغوش يك مافياpart۲۱# #🖋️پيش نويس: من عاشق رييسم ...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

رمان:نفس در آغوش يك مافياpart۲۰# #🖋️پيش نويس: من عاشق رييسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط