{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر آمدی و

دیر آمدی و
دست گذاشتی
روی حرف هایی که گفته نمی شوند؛

حرف هایی که حالا
یک برآمدگیِ بزرگ روی گلویم شده اند
یک بغضِ سر بسته ؛
که نه چشم ها بازشان می کند،
نه لب ها !
دیر آمدی ...
دیدگاه ها (۱)

ماجراها زیر باران ماندنی تر می شوندمی روی از پیشم اما ، روز ...

•••••• •Ⅰ

“ایـن بـی تــفـآوتـیهـآ…ایــن بـی خــَـبــَـری هــآ…گــآهی د...

میگویند: باران که ببارد...!!!بوی خاک بلند میشود...!!!پس چرا ...

شب و ساحلصخره ای و مردی تنها به راهمانده در نظرش هنوزجای پای...

برچسب هایی که در پمپ بنزین های آمریکا در حال نصب است . این ...

اولین سناریو ی پیجاز چویا_دازایدازای: تو رئیس مافیا بودی یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط