{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگــذار بـگـــویـــم ؛

بگــذار بـگـــویـــم ؛


نـــاب تــریـن جــای ِ


دنـــیـا ،آغـــوش ِ تـــوسـت !


جـــایـی مــــیـان ِ دو بـازویت ..


روی ِ قـفـسه ی سیـنـه ات ..


ممـــاس بـــا قلـــبـت ..
دیدگاه ها (۲)

من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و تــــــــــــــو دهان...

یکی باید باشد که آدم را صدا کند.. به نام کوچک اش صدا کند.. ...

دلـــــ♥ ـــــم ... عجیـــــــــب .... یـــک " غیـــرمنتــ...

دقایقی در زندگی هستند که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که م...

اگر یک تکّه نخ و سوزن داشتم،خودم را به تو می دوختم..!مثل دکم...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

#عاشقانههمه چیز را از دسـت داده ام؛ جز ایمانم به خـوب بودن ت...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

Covenant of Blood and Silk

«خیالِ روی تو در هر طریق همسفر است…اما تو، فراتر از خیالی؛ ت...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

هر زنی برایِ زیباتر شدن؛باید یک مردِ عاشق، داشته باشد...زن‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط