"و ان یکاد" می خوانم
"و ان یکاد" می خوانم
تا وانمود کنم
هنوز در راهی.. / که هنوز می آیی..
و تا رسیدنت
مُدام، سر به آینه میــزنم...
آسمان صورتم را
به ریسمان موهایم که ببافم
تو هنوز اما .. نیامدی
کمی با آن روی سگم مدارا می کنم و
بی اعتنا به فحش های در دستِ انتشارِ زیرِ لبم
ساعتی را مرور می کنم
که زارِ نیامدنت را می زند..
....
من تا رسیدنِ تو
هنوز هزار هزار زنانگیِ رو نشده
در آستینم پنهان دارم..
می دانی
من هنوز از چشم ِ اتفاق نیافتادم..
وقتی حادثه ها هنوز هم هیچگاه خبر نمی دهند..
تا وانمود کنم
هنوز در راهی.. / که هنوز می آیی..
و تا رسیدنت
مُدام، سر به آینه میــزنم...
آسمان صورتم را
به ریسمان موهایم که ببافم
تو هنوز اما .. نیامدی
کمی با آن روی سگم مدارا می کنم و
بی اعتنا به فحش های در دستِ انتشارِ زیرِ لبم
ساعتی را مرور می کنم
که زارِ نیامدنت را می زند..
....
من تا رسیدنِ تو
هنوز هزار هزار زنانگیِ رو نشده
در آستینم پنهان دارم..
می دانی
من هنوز از چشم ِ اتفاق نیافتادم..
وقتی حادثه ها هنوز هم هیچگاه خبر نمی دهند..
- ۴۵۷
- ۰۷ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط