{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از رفتن تو دلگیر نیست

از رفتن تو دلگیر نیست
از ماندن خودش غمگین است
زنی که وقت رفتنت
لبهایش را روی گونه های تو جا گذاشت

حالا داغ دار لبهای توست
غم کمی نیست
اینکه دیر بفهمی چقدر دوستش داری
اینکه دیر بفهمی رفتن نزدیک است
اینکه دیر بفهمی چقدر دیر است
اینکه زن باشی و
حسرت بوسیدن آنکه دوستش داری بر دلت بماند

باید زن باشی تا بفهمی
زن ها از رفتن یک مرد نمی ترسند
زن ها از نیامدن است که می ترسند

انتظار زنها را نمی کشد
انتظار زنها را پیر می کند
مثل برف سفید و سرد
غم کمی نیست
زمستان بیاید و
برف ببارد و
تو، نباشی!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

لابُدبه نظم و ترتیبِ تنهایی بر می خورَداگر یک نفر می آمد ودو...

کافی بود مرا در جریان می گذاشتی تغییر کردنت را می گویم دیگر ...

اگر من مرد بودم لااقل دستهایت را نمی‌گرفتم تا بعد رفتنم خاطر...

هم چون کودکیکه شلوارش را خیس می کندو اصرار می کند که :"آب اس...

مایکی 🥞اگه یاندره باشه :✸ همیشه حواسش به اینه کجایی، با کی ه...

part 2 you are not well but.... چشم ببخشید ) پرش زمانی وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط