موضوع عشق درون

موضوع: عشق درون
پارت ۱۹
(پرش زمانی به ساعت ۱:۱۰ ظهر)
منو جونگین نشسته بودیم که زنگ خونه به صدا در اومد بدو بدو رفتم در باز کردم تا چشمم به بابا و عمو افتاد پریدم بغلشون و جیغ زدم و گفتم
ا.ت: جونگینننن بدو بیا بابا و عمو اومدن😆
جونگین: (سریع اومد) عهه سلام بابا سلام عمو بفرمایید داخل معلومه که خیلی خسته شدین
هیون جونگ: آره پسر خیلی خسته شدین اگه از جلوی در کنار نری و ما رو همینجور اینجا نگه ندارین خسته ترم میشیم😂
ا.ت: عههه ببخشید عمو جون بیاین داخل
جونگین: عزیزم تو برو میز غذا رو آماده کن منم الان میام کمکت(یه نکته بگم اونم اینکه اینا خدمتکار دارن ولی الان همشون رفتن مرخصی به جز بادیگاردها)
(پرش زمانی موقع غذا)
مین هو: به به عجب غذایی پرنسس بابا دستت درد نکنه
ا.ت: نوش جونتون
وسطای غذا خوردن بودیم که حس کردم حالم به جوریه اهمیت ندادم دوباره شروع کردم به خوردن غذا هنوز لقمه اول و نداشتم تو دهنم که حالم بده شد و سریع پاشدم رفتم دستشویی(خب براتون سوپرایز دارم چه سوپرایزی😁)
ویو جونگین
داشتیم غذا می‌خوردیم که یهو حال ا.ت بد شد و بدو بدو رفت سمت دستشویی منم پشت سرش رفتم ببینم چی شد رسیدم چند دفعه در زدم و پرسیدم حالش خوبه که جواب نداد بعد چند مین اومد بیرون رنگ به رخ نداشت که گفتم
جونگین: ا.ت قشنگم چیزی شده چرا یهو حالت بد شد؟
ا.ت: نمی‌دونم امروز داشتم غذا درست میکردم هم همینجور حالم بده بود،جونگین بدو برو اون بیبی چک که داخل کشومه رو برام بیار باید از یه چیز مطمئن بشم
جونگین: ا.ت نکنه...نکنه تو...
ا.ت: نمی‌دونم جونگین برای همین گفتم برو بیبی چک و بیار که مطمئن شم بعدشم برو پیش بابا اینا نگران شدن احتمالا
جونگین: باشه یه لحظه صبر کن الان میام
ویو نویسنده
جونگین بیبی چک و برای ا.ت آورد و بعدش رفت پیش عمو و پدرش و ا.ت هم بعد اینکه بیبی چک و گرفت کارشون انجام داد روش دو تا خط ظاهر شد خیلی خوشحال بود که قراره مامان بشه
یه آبی به دست و صورتش زد و رفت پیش بقیه که همه با نگرانی بهش زل زده بودن و یکدفعه شروع کردم به سوال پرسیدن
مین هو و هیون جونگ: دخترم حالت خوبه؟(هم زمان و نگران)
ا.ت: آره حالم خوبه نیاز نیست نگران باشین فقط جونگین اگه میشه میز و جمع کن خودم ظرفا رو می‌شورم
جونگین: اتفاقی افتاده که نمی‌خوای بهمون بگی؟
ا.ت: بعد اینکه میز و جمع کردی همتون بیاین می‌خوام بهتون یه خبر خوب بدم☺️
ا.ت رفت نشست روی کاناپه و از اون طرف هم جونگین به کمک پدر و عموش نیز و جمع کردن ظرفا رو هم شستن
با کمک army508btd@
دیدگاه ها (۱۲)

موضوع: عشق درون پارت ۲۰ویو جونگین به کمک بابا و عمو تمامه کا...

پارت ۱۸(پرش زمانی به روز بعد)ویو ا.تاز خواب بیدار شدم دیدم ج...

پارت ۴ـ نه ا.ت من پشیمونم ببخشید بابت حرفام (با گریه)+نه سو...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط