موضوع عشق درون

موضوع: عشق درون
پارت ۲۰
ویو جونگین
به کمک بابا و عمو تمامه کارا رو انجام دادیم و بعد شستن ظرفها رفتیم پیش ا.ت. وی کاناپه نشستیم تا ببینیم چه خبری می‌خواست بهمون بده
ا.ت: خب آقایون از این به بعد باید خیلی خیلی بیشتر از قبل حواستون بهم باشه
جونگین: ا.ت درست حرف بزن ببینم چی میگی؟
مین هو: پرنسس بابا اتفاقی افتاده😟
ا.ت: بلههههه یه اتفاق خیلیییی خوب😁
هیون جونگ: دختر ما رو دق دادی بگو چیشده دیگهه
ا.ت: راستش دارم فک میکنم هنوز شما و بابا واسه پدربزرگ بودن یکم جوونین(این چی بود من گفتم🤣)
مین هو: سن ما رو مسخره می‌کنی دختر بابا؟
ا.ت: جونگین تو چیزی از حرف من دستگیرت نشد؟
جونگین: نه والا من آخر زبون تورو نفهمیدم😂🤣
ا.ت: هوفففف من آدم آرومیمممم بابااااا شما قراره پدر و پدربزرگ بشین و منم قراره مادر بشمممممم😤
هیون جونگ: آها باش...
هر سه تا باهم: وایستا ببینم چیییییی؟
ا.ت: گوشم درد گرفت چرا داد میزنین گفتم که من باردارم☺️
جونگین: یعنی...یعنی م...من دارم بابا میشم🥹
ا.ت: اوهوم
مین هو: واستا ببینم بزغاله(رو به جونگین)تو دختر منو...
جونگین: عهههه عمو جان منو اینجور آدمی شناختی؟ من هرکاری کردم با اجازه شخص خود دخترتون بود(طوری نیست بچمون گردن گیرش خرابه🤣😂)
ا.ت: عه عه بابا داره عین چی دروغ میگه🥺😭
هیون جونگ: فسقلی خانوم شما دوتا دیگه بزرگ شدین نیاز نیست برای انجام اون کارا(خودتون میدونین دیگه😈)از ما اجازه بگیرین مگه نه مین هو؟
مین هو: بله بله هر حق جواب نداره،فقط قیافه‌هاشونو مثل اینکه کردن گیر جفتشون خرابه🤣
هیون جونگ: من موندم چیجوری می‌خوان تا آخر عمر باهم زیر یه سقف زندگی کنن😂
ا.ت رو کشیدم تو بغلم و طلبکارانه گفتم
جونگین: هیچم اینطور نیست ما داشتیم شوخی میکردیم
ا.ت: آره آره جونگین راست میگه
جونگین: خب این اینا رو ولش کن ا.ت رو فردا میبرم مطب دکتر کیم(دکتر زنان زایمانه)که ببینیم توت فرنگیمون چند وقتشه
مین هو: خیلی خب پرنسس خانومم بدو برو استراحت کن
ا.ت: باش بای بایییی
ویو نویسنده
مین هو و هیون جونگ هم بعد از اینکه کلی جونگین و نصیحت کردن تا مراقب ا.ت باشه و ناراحتش نکنه رفتن خوابیدن جونگین هم وقتی رفت داخل اتاق ا.ت متوجه شد ا.ت خوابیده خودشم تیشرتشو درآورد و از پشت ا.ت رو بغل کرد و بعدش لالا کرد
با کمک army508bts@
دیدگاه ها (۷)

موضوع: عشق درون پارت ۱۹(پرش زمانی به ساعت ۱:۱۰ ظهر)منو جونگی...

پارت ۱۸(پرش زمانی به روز بعد)ویو ا.تاز خواب بیدار شدم دیدم ج...

پارت ۲ ویو ا.ت : وقتی که آجوما گفت عموم اینا قراره بیان خونم...

پارت ۳ ویو جونگین : وقتی پدرم موضوع ازدواج منو ا.ت رو گفت اع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط