{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ای در گذر از خاطره ها

لحظه ای در گذر از خاطره ها
ناخودآگاه دلم یاد تو کرد
خنده آمد به لبم شاد شدم
گویی از قید غم آزاد شدم
******
دیدگاه ها (۱)

دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوریولی در خاطرم هستی دیگه ای...

نمی توانم نامت را در دهانمو تو رادر درونمپنهان کنمگل با بوی ...

تا دیروز هرچه می‌نوشتم عاشقانه بوداز امروز هرچه بنویسم صادقا...

چه خوبه که هستی******

حتی پیر شدنت و هم ندیدمدورت بگردم...😭یه غم هایی هست این قد س...

من که راهی شده ام سوی نبودن هایت سوی آن کوچه ی مهتاب و غم زی...

میان کارهای روزمره به خودم آمدمدیدم دلم چای دارچینی طلب میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط