{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا کـه آرم رخ زیبــای تـــو را در نظرم

تا کـه آرم رخ زیبــای تـــو را در نظرم



دیده را اشک فرا گیــرد و سوزد جگرم


من نه این بودم و حالم نه چنین بود،


ولی


این بلا از غم هجـــران تـــو آمد به سرم



#fuoad
دیدگاه ها (۳)

می روم حسرت دریای مرا دفن کنیداهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن...

بودنت آرامشی ستکه تزریق می شود درون رگ هایمبا حس نفس هایتتکث...

حکایت دوستی من با تو ،حکایت "قهوه " ایست ،که امروز به یاد تو...

دستهایی که شفامیدهند...مقدس ترازلبهاییهستندکه دعا میخوانند.....

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

Dana-Apada

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط