{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”

Part ¹³

جونگ کوک ویو:
مدتی گذشت و از جام بلند شدم و صاف ایستادم
جونگ‌کوک:نگران نباشید درست میشه
اون مرد تشکری کرد و از گاراژ بیرون رفت..سوار ماشینش شد و اونجا رو ترک کرد..بعد از رفتن اون مرد موتور رو با احتیاط و دقت به انتهای گاراژ بردم تا فردا شروع کنم به تعمیر کردنش
سونگ هو:من دارم میرم خونه
سری تکون دادم و گفتم
جونگ‌کوک:خیلی خب
سونگ هو از گاراژ بیرون رفت..موتورم رو به بیرون گاراژ بردم..قبل از بستن در گاراژ تمام لامپ هارو خاموش کردم و در رو بستم..سمت موتور رفتم..نگاهی سونگ هو کردم روی موتورش نشسته بود و منتظر من بود..کلاهم رو روی سرم گذاشتم و سوار موتور شدم و با هم دیگه اونجا رو ترک کردیم

لورا ویو:
توی کارگاه نقاشیم درحال کشیدن یکی از منظره هایی بودم که خیلی وقت بود داشتم روش کار می‌کردم..قلموی تمیزی که روی میز کنارم بود رو برداشتم..توی رنگ فرو بردم و بیرون کشیدم..قبل از گذاشتن قلمو روی بوم نگاهم رو به نقاشی نیمه کامل روبروم دادم..قلمو رو روی بوم نرم و با دقت میکشیدم..بعد از کامل کردن گل صورتی رنگ قلمو رو عقب کشیدم و نگاهش کردم
لورا:خیلی خوب شد
خواستم دوباره قلمو رو داخل رنگ ببرم و گل بعدی رو کامل کنم که در اتاق زده شد..نگاهم رو به در دادم و منتظر بودم تا باز بشه..مدت کوتاهی بعد در اروم باز شد و انا وارد اتاق شد
لورا:چیزی شده؟
سرش رو تکون داد و گفت
انا:یه آقایی اومدن میخوان شمارو ببینن
قلم توی دستام رو روی میز گذاشتم
لورا:اسمش چیه؟
انا اخمی محوی روی صورتش نشست و گفت
انا:فکر کنم گفت جونگ‌کوک
با شنیدن اسم لبخندی روی لبهام نشست
لورا:راهنماییش کن بیاد اینجا
انا باشه ای گفت و اتاق رو ترک کرد..با همون لبخندی که روی صورتم بود نگاهم رو به نقاشی دادم تا ادامش بدم..برداشتن قلم مصادف شد با ورود جونگ‌کوک..چرخیدم و نگاهم رو بهش دادم..لبخند رو صورتم کمی بیشتر شد..از جام بلند شدم و سمتش رفتم
لورا:بیا داخل
جونگ‌کوک لبخندی زد و وارد اتاق شد..
لورا:انتظار نداشتم بیایی اینجا
روی صندلی که کنار پنجره بزرگ کارگاهم بود نشست و گفت
جونگ‌کوک:ازین به بعد انتظارش رو داشته باش
سرم رو تکون دادم و چیزی نگفتم
جونگ‌ کوک ویو:


"درود بر تمام زیبارویانی که منتظر پارت جدید این داستان بودن🫠
متاسفم بابت تاخیر ولی بلاخره گذاشتم
از امشب به بعد هرشب پارت جدید داریم
دوستون دارم مراقب خودتون باشید🩷🫶🏻
جئون یوری"
دیدگاه ها (۱)

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ¹²جیمین ویو:توی ماشین نشسته...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ¹¹لورا ویو:جمله رو قطع کرد....

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ¹⁰جونگ کوک ویو:لبخندی روی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط