دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
عشق آبستن شدو دگر پرده نبود
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق....یعنی همین
دخترک مادر شدو پسر حاشا کرد دخترک
هیچ نگفت نگهی بالا کردوسپرد دست
خدابعدازاین زندگی اش دخترک آه کشید
آه از سادگی اش
پسر ازاوبگذشت رفت از آن شهر ودیاردخترک تنها ماند شهر بی یاور ویارزاده شدفرزندش
نام اوشد لیلابی نهایت معصوم بی نهایت زیبا
بی کس وبی همراه با تمام سختی ساخت دنیای خودش پرشدازخوشبختی
دخترش رعنا شدپاک وبی آلایش هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش
چند سالی گذشت آن پسر بابا شدصاحب دخترکی تخس وبی پرواشد ازوجوددخترکل شهر ارضا شدبازهم عدل خدا باسند امضا شد
پسر قصه ی مافهمیدخیلی زودعلت بدبختی و
غم اوزچه بود
یادش آمد آن روز آه...آن دختر پاک که زمین گرداست وچرخش این افلاک...
عشق آبستن شدو دگر پرده نبود
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق....یعنی همین
دخترک مادر شدو پسر حاشا کرد دخترک
هیچ نگفت نگهی بالا کردوسپرد دست
خدابعدازاین زندگی اش دخترک آه کشید
آه از سادگی اش
پسر ازاوبگذشت رفت از آن شهر ودیاردخترک تنها ماند شهر بی یاور ویارزاده شدفرزندش
نام اوشد لیلابی نهایت معصوم بی نهایت زیبا
بی کس وبی همراه با تمام سختی ساخت دنیای خودش پرشدازخوشبختی
دخترش رعنا شدپاک وبی آلایش هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش
چند سالی گذشت آن پسر بابا شدصاحب دخترکی تخس وبی پرواشد ازوجوددخترکل شهر ارضا شدبازهم عدل خدا باسند امضا شد
پسر قصه ی مافهمیدخیلی زودعلت بدبختی و
غم اوزچه بود
یادش آمد آن روز آه...آن دختر پاک که زمین گرداست وچرخش این افلاک...
- ۳.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط