پارت
پارت ۷
عشق و اشک
ریس کانگ :پسرم کجایی تو
جک:هیچی پدر فقط رفته بودم تو فکر
ریس کانگ اومد پیش جک جوری که فقط جک بشنوه
ریس کانگ :تو فکر ات بودی درسته
جک :اِه پدر این چه حرفیه
ریس کانگ :باشه منم باور کردم (لبخند)
رفتن و نشستن و ریس کانگ شروع کرد به صحبت کرد جک فقط داشت به ات نگاه میکرد اما ات به هیچکس نگاه نمی کرد و فقط داشت به حرفای ریس کانگ گوش میداد
در همین هین که جک به ات نگاه میکنه هیون هم به ات نگاه میکنه وقتی میبینه جک داره به ات نگاه میکنه نگاه های حرسیی به جک میکنه
ریس کانگ:.......
عشق و اشک
ریس کانگ :پسرم کجایی تو
جک:هیچی پدر فقط رفته بودم تو فکر
ریس کانگ اومد پیش جک جوری که فقط جک بشنوه
ریس کانگ :تو فکر ات بودی درسته
جک :اِه پدر این چه حرفیه
ریس کانگ :باشه منم باور کردم (لبخند)
رفتن و نشستن و ریس کانگ شروع کرد به صحبت کرد جک فقط داشت به ات نگاه میکرد اما ات به هیچکس نگاه نمی کرد و فقط داشت به حرفای ریس کانگ گوش میداد
در همین هین که جک به ات نگاه میکنه هیون هم به ات نگاه میکنه وقتی میبینه جک داره به ات نگاه میکنه نگاه های حرسیی به جک میکنه
ریس کانگ:.......
- ۵۴
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط