ادامه
ادامه ۶
عشق و اشک
هیون و ای ان به سمت اتاق ریس کانگ حرکت کردن وقتی رسیدن همه اونجا بودن بجز ات
ای ان : پس ات کجاست
ریس کانگ : بهش کیلید اتاقش رو دادم رفت چمدونش رو بزاره
ای ان :اها
همه اونجا بودن حتا جک پسر اقای کانگ (بود امریکا بعد چند سال اومد) داشت درباره اینکه چرا اومده حرف میزد که ات وارد شد وقتی ات رو دید زبونش بند اومد سر جاش موند
ات:امم چیزه ببخشید دیر کردم
ویو جک
داشتم صحبت میکردم که یه دختره اومد خیلی خوشگل و ناز بود اما اصلا شبیه کره ایی ها نبود توی همین فکر بودم که بابام صدام کرد
عشق و اشک
هیون و ای ان به سمت اتاق ریس کانگ حرکت کردن وقتی رسیدن همه اونجا بودن بجز ات
ای ان : پس ات کجاست
ریس کانگ : بهش کیلید اتاقش رو دادم رفت چمدونش رو بزاره
ای ان :اها
همه اونجا بودن حتا جک پسر اقای کانگ (بود امریکا بعد چند سال اومد) داشت درباره اینکه چرا اومده حرف میزد که ات وارد شد وقتی ات رو دید زبونش بند اومد سر جاش موند
ات:امم چیزه ببخشید دیر کردم
ویو جک
داشتم صحبت میکردم که یه دختره اومد خیلی خوشگل و ناز بود اما اصلا شبیه کره ایی ها نبود توی همین فکر بودم که بابام صدام کرد
- ۱۰۰
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط