شکست خورده ترین قبر بی نشانه منم

شکست خورده ترین قبر بی نشانه منم

جدا و دل زده و خسته از زمانه منم



اگر تو یار نداری به یادها هستی

اگر تو شعله ور از غم شدی زبانه منم



رهایی تو کجا و غم رهایی من

تو گیر یک گرهی و هزار شانه منم



برای آنکه جدا مانده عاشقانه نخوان

تکان دهنده ترین شعر عاشقانه منم



اگر تو گاه به گاهی حماقتی کردی

رئیس مکتب افکار احمقانه منم



برای من که پرم از فراق قصه نگو

اگر کتاب تو باشی کتابخانه منم



دوای درد تو اغوش گرم همدردیست

آهای موی پریشان بیا که شانه منم



| سید تقی سیدی |
دیدگاه ها (۱)

آن قدر جای خالیت اینجاست، که کنارم دراز می کشد، برایم قصه ...

خودم را آراسته ام گفتی که ظهر می آیی و من یادم رفت بپرسم ...

زبان باز می کند پیراهنم که زخمی دستهای توست فنجان رد لبهای...

مردها، این پسرکوچولوهای ریش‌دار هیچ‌وقت موجودات پیچیده‌ای ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط