هیزل ایوانز (Hazel Evans)
هیزل ایوانز (Hazel Evans)
سن: ۱۷ سال (سال آخر دبیرستان)
قد و هیکل: ۱۶۸ سانتیمتر | استایلِ کاملاً ورزشی، لاغر اما فوقالعاده ورزیده و رو فرم، با پاهای کشیده و عضلانی (نتیجهی سالها دویدن و جون کندن رو پیست).
چهره و قیافه: چهرهی نچرال جذاب. چشمای بادومی قهوه ای که وقتی عصبانی میشه مثل تیغِ تیز میبره. موهای قهوهایِ صاف که معمولاً پشتِ سرش گوجهای یا دماسبیِ محکم میبنده.
استایل: (هودیهای اورسایزِ مشکی و طوسی، شلوار کتان یا جاگر، لِگهای ورزشی، و همیشه کتونیهای ورزشی). اهل آرایش نیست؛ فقط یه لیپگلاسِ بیرنگ و شاید یه خطچشمِ خیلی نازک.
وضعیت خانواده: طبقه فقیر. با مامانش زندگی میکنه که همیشه نگرانه و فشارِ عجیبی روش میاره تا فقط کار کنه و درس خوندن و فراموش کنه و آیندهشو نجات بده. باباش سالها پیش فوت کرده و هیزل یاد گرفت فقط و فقط به خودش تکیه کنه.
اخلاقیات و شخصیت:
تایپ شخصیتی (تخمینی): ISTP (مستقل، منطقی، سرکشش).
ویژگیها: لجبازِ سگ، غرورِ بیحدومرز، فوقالعاده خودمختار و سختکوش. زود اعتماد نمیکنه و دور خودش یه دیوارِ بتونی کشیده. اما زیرِ این زرهِ سخت، یه دخترِ بهشدت وفادار و احساسیه که اگه کسی رو واردِ قلبش کنه، تا تهش پاش میمونه.
وایب (Vibe): بوی بارون روی چمن، آهنگای ابری/غمگین با هندزفری تو راهروهای خلوت، قهوهی تلخِ سرد، و دویدن زیرِ بارون.
سن: ۱۷ سال (سال آخر دبیرستان)
قد و هیکل: ۱۶۸ سانتیمتر | استایلِ کاملاً ورزشی، لاغر اما فوقالعاده ورزیده و رو فرم، با پاهای کشیده و عضلانی (نتیجهی سالها دویدن و جون کندن رو پیست).
چهره و قیافه: چهرهی نچرال جذاب. چشمای بادومی قهوه ای که وقتی عصبانی میشه مثل تیغِ تیز میبره. موهای قهوهایِ صاف که معمولاً پشتِ سرش گوجهای یا دماسبیِ محکم میبنده.
استایل: (هودیهای اورسایزِ مشکی و طوسی، شلوار کتان یا جاگر، لِگهای ورزشی، و همیشه کتونیهای ورزشی). اهل آرایش نیست؛ فقط یه لیپگلاسِ بیرنگ و شاید یه خطچشمِ خیلی نازک.
وضعیت خانواده: طبقه فقیر. با مامانش زندگی میکنه که همیشه نگرانه و فشارِ عجیبی روش میاره تا فقط کار کنه و درس خوندن و فراموش کنه و آیندهشو نجات بده. باباش سالها پیش فوت کرده و هیزل یاد گرفت فقط و فقط به خودش تکیه کنه.
اخلاقیات و شخصیت:
تایپ شخصیتی (تخمینی): ISTP (مستقل، منطقی، سرکشش).
ویژگیها: لجبازِ سگ، غرورِ بیحدومرز، فوقالعاده خودمختار و سختکوش. زود اعتماد نمیکنه و دور خودش یه دیوارِ بتونی کشیده. اما زیرِ این زرهِ سخت، یه دخترِ بهشدت وفادار و احساسیه که اگه کسی رو واردِ قلبش کنه، تا تهش پاش میمونه.
وایب (Vibe): بوی بارون روی چمن، آهنگای ابری/غمگین با هندزفری تو راهروهای خلوت، قهوهی تلخِ سرد، و دویدن زیرِ بارون.
- ۷۸
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط