{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره‌ها خیس خواب بودند

ستاره‌ها خیس خواب بودند
تنها
تو می‌توانستی
دست‌های گم‌شده‌ی رودخانه را بگیری
و به خانه بیاوری،
جهان
هنوز خودش را به رسمیت نمی‌شناسد
یادم می‌آید
باد نمی‌آمد
اما
همیشه بوسه‌های تو بود
که پرده‌ها را تکان می‌داد!!




گرشاسب_صفائی

شبتون خوش
دیدگاه ها (۱)

می نویسم واژه هاییاز عطر دوست داشتن یک گل سرخاز نفس سبز یک ن...

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زردر گمان افتم که خورشیدست ی...

از هزاران دل، یکی را باشد ...

بهار اینجاست در دل‌هایِ ماآواز‌هایِ ما 🌸🌱مهدی_اخوان_‌ثالث

از عشق تو بیزارم

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

پارت هشتم پرنسسی از جنس ابر چشم‌های هوشینی ناگهان درخشید.اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط