{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Accidentally yours

Accidentally yours


حدود چهل دقیقه بعد دختر به خونه رسید .

دوش کوتاهی گرفت و روی تخت لم داد تا حداقل از ساعات پایانی آخر هفتش لذت ببره چون فردا دوباره باید میرفت سرکار.

وقتی گوشی رو روشن کرد هیچ نوتیفی از لیرا نبود و این باعت تعجب ا.ت شد چون هیچ وقت پیش نیومده بود لیرا بعد یه ساعت جوابش رو نده .

وقتی واتساپ رو باز کرد چیزی که دید باعث شد رنگ از صورتش بپره .

در واقع ، پیام برای لیرا ارسال نشده بود بلکه برای رئیسش یا همون جئون جونگکوک ارسال شده بود.

سریع چت رو باز کرد.

لعنتی

سین زده بود.

گوشی رو خاموش کرد و نفس عمیقی کشید.

این اتفاق حتی از افتادن توی چاه هم بدتر بود.

فردا باید چیکار میکرد؟

میرفت به دفترش و عذر خواهی می‌کرد ؟

یا بی اهمیت رفتار می‌کرد تا خودش قضیه رو پیش بکشه؟

__________________
دیدگاه ها (۳)

میخواستم به مناسبت ۶۷ تایی شدنمون بزارم ولی دیر رسیدم . به ه...

بیبیم فالوشه@aaalliiiaa

بانوم فالوشه@bts.army.fic

پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۳۵ ویو راوی نورا بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط