{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من به آن سکوتِ پر از های و هو سلام

از من به آن سکوتِ پر از های و هو سلام
ای ماه پشت پنجره‌ی روبه رو سلام!
من را به‌جا می‌آوری ای خوابِ دوردست؟
شیرین‌ترین بهانه‌ی من، آرزو سلام!
خرماپزانِ سرخ لبت را تکان بده
با لهجه‌ی گرمت بگو "سلام"
یک عمر گفته‌اند به تو با زبان شعر
عطار، مولوی، اخوان، شاملو: "سلام"
وقتی تویی مخاطب این شعر، بی‌گمان
باید دوباره گیر کند در گلو "سلام"
دیدگاه ها (۶)

گل کرده ست هر طرفی عطر جاری اتساحل پر است از نفس نوبهاری اتب...

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی که نام...

شعری گفتم، اگر بخوانی بد نیستحسّی دارم، تو هم بدانی بد نیستا...

رفتم اما دل من مانده بریاداو هنوزمیبرم جسمی و دل در گرو اوست...

پارت ۲۹ بعد صد سالساسکه با قدم های بلند به سمت پنجره رفت.با ...

اسم رمان: میان انفجار و امید پارت 2 میدوریا سوار اتوبوس شد و...

LOOKING FOR YOUPART : ²⁷آن شب....برای چندمین بار، هر دو همزم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط