پارت
پارت ۶۵
میرن خونه شب رو میخوابن
ویو صبح/
جیمین بیدار میشه میره به ا.ت سر بزنه در خونه رو باز میکنه و میره تو و میبینه ا.ت خونه نیست بعدش متوجه ی آبی که از راه رو به داخل سالن راه پیدا کرده میشه و میره سمتش
{ فلش بک
جیمین میره پیش هیونجین و یونجون خونهی بغلی ا.ت میخوابه و ا.ت خونه ی خودش
پایان فلش بک}
در حموم رو باز میکنه و...با چیزی که میبینه رنگش میپره..
وانی با آب قرمز و آینه ی شکسته که همه جا ریخته بودن و اون ا.ت بود؟؟ وسط آب داخل وات شناور بود و شیشه ی خونی ای توی دستش بود جیمین متوجه ی خونی که از دست ا.ت میریخت میشه و میدوه سمت در خونه
جیمین:هیونجینننننننننن یونجونننننننننن(عربده)
هیون و یونجون:چیشده؟
حیمین:ا.ت.....
هیونجین و یونجون و جیمین میان توی خونه و ات رو میبینن
هیونجین:زنک میزنه اورژانس ولی اورژانس نمیاد
یونجون:میبریمش خودمون بیمارستان
میبرنش بیمارستان
بعد دوساعت عمل ا.ت به آیسیو منتقل میشه
جیمین:دکتر حالش چطوره؟
دکتر:نسبتتون با خانم اوه چیه؟
جیمین:دوست پسرشم
دکتر: خانم اوه حالشون خوب میشه عمل موفقت آمیز بوده
هیونجین:دکتر اون چش شده بود؟
دکتر:خودکشی کرده بوده
یونجون: یعنی چی؟
دکتر:رگش رو زده بوده
دکتر:دلیلش رو من نمیدونم میتونید با روانپزشکش صحبت کنید
جیمین و یونجون و هیونجین:چشم مرسی
میشینن روی صندلی انتظار
به جیمین حمله ی عصبی توی خواب دست میده پ مداوم داد میزد و کابوس میدید و... بهش آرامبخش تزریق کردن و بردن توی اتاق روبهرو ی اتاق ا.ت روی تخت کاشتنش و بهش سروم زدن
ادامه دارد...
میرن خونه شب رو میخوابن
ویو صبح/
جیمین بیدار میشه میره به ا.ت سر بزنه در خونه رو باز میکنه و میره تو و میبینه ا.ت خونه نیست بعدش متوجه ی آبی که از راه رو به داخل سالن راه پیدا کرده میشه و میره سمتش
{ فلش بک
جیمین میره پیش هیونجین و یونجون خونهی بغلی ا.ت میخوابه و ا.ت خونه ی خودش
پایان فلش بک}
در حموم رو باز میکنه و...با چیزی که میبینه رنگش میپره..
وانی با آب قرمز و آینه ی شکسته که همه جا ریخته بودن و اون ا.ت بود؟؟ وسط آب داخل وات شناور بود و شیشه ی خونی ای توی دستش بود جیمین متوجه ی خونی که از دست ا.ت میریخت میشه و میدوه سمت در خونه
جیمین:هیونجینننننننننن یونجونننننننننن(عربده)
هیون و یونجون:چیشده؟
حیمین:ا.ت.....
هیونجین و یونجون و جیمین میان توی خونه و ات رو میبینن
هیونجین:زنک میزنه اورژانس ولی اورژانس نمیاد
یونجون:میبریمش خودمون بیمارستان
میبرنش بیمارستان
بعد دوساعت عمل ا.ت به آیسیو منتقل میشه
جیمین:دکتر حالش چطوره؟
دکتر:نسبتتون با خانم اوه چیه؟
جیمین:دوست پسرشم
دکتر: خانم اوه حالشون خوب میشه عمل موفقت آمیز بوده
هیونجین:دکتر اون چش شده بود؟
دکتر:خودکشی کرده بوده
یونجون: یعنی چی؟
دکتر:رگش رو زده بوده
دکتر:دلیلش رو من نمیدونم میتونید با روانپزشکش صحبت کنید
جیمین و یونجون و هیونجین:چشم مرسی
میشینن روی صندلی انتظار
به جیمین حمله ی عصبی توی خواب دست میده پ مداوم داد میزد و کابوس میدید و... بهش آرامبخش تزریق کردن و بردن توی اتاق روبهرو ی اتاق ا.ت روی تخت کاشتنش و بهش سروم زدن
ادامه دارد...
- ۵.۶k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط