{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنبه نداری نخون مجبور نیستی

[جنبه نداری نخون مجبور نیستی🔞🤗]
.
.
.
.
.
پارت ۶۳
به جیمین آبجو و به ا.ت شراب دادن
جیمین:فکر نمیکردم هنوز توی کار مافیا باشی(آروم)
ا.ت:من که کامل از مافیا نیومدم بیرون(آروم و با خنده ی مرموز)
جیمین:پس چطوری وارد باند پلیس شدی؟(آروم)
ا.ت:یک پرونده ی جدید ساختم به اسم اوه هه جین بیرون منو با این اسم میشناسن ولی اینجا منو به همون اسم خودم میشناسن
جیمین:اوه عالیه
جیمین مست میکنه و با کوک میرن سر بازی مافیا ا.ت هم با دوستای خودش مشغول حرف میشن که یک پسره میاد سمت ا.ت
جِیک:هی دخی کوچولو(مسته)
ا.ت رو میچشبونه به کانتر(میز جلوی بارمن)
ا.ت:چی...چیکار..میکنی؟(با چشمای گرد شده)
جِیک:هیشششش سرش رو توی گردن ا.ت فرو میکنه و گردنش رو مارک میکنه که ا‌.ت جیغ میزنه
جیمین و جونکوک ا.ت و جیک رو میبینن میرن جلو جیمین موهای جیک رو میکشه
جِیک:آخخخخ چته روانی
جیمین:دستت به دوست دختر من خورده هوم؟(عصبی)
جیمین:مشت میزنه به دماغ جِیک و از دماغ جیک خون میاد
جونکوک: نگهبان(داد)
نگهبان ها:جِیک رو میبرن
همه خیالشون راحت میشه که رئیسشون تر امانه و برمیگردن سل کاراشون
جیمین:ا.ت رو میگیره(از کوک جای اتاق رو پرسیده بود) میبرتش بالا توی یکی از اتاق ها در رو میبنده
ا.ت:م..م..مرسی...(ترسیده)
جیمین: حالت خوبه؟(هنوز مسته)
ا.ت:آ..آ..آ...آره..
جیمین:گردنت ا.ت رو میبینه
جیمین:زیر لب غر میزنه
ا.ت:چ...چ..چی...شده...؟
جیمین:ا.ت رو به دیوار تکیه میده و دستاش رو یکی بغل سر ا.ت و یکی دیگه بغل کمر ا.ت روی دیوار میزاره
چشماش ا.ت گرد میشه
ا.ت:چ..چ...چیکار....میکنی...؟
جیمین:...
ا.ت:جیمینا
جیمین:جونم بیبی
ا.ت:تمومش کن بیا بریم یک قهوه بخور
جیمین:اوفف باشه
میرن پایین جیمین یک قهوه میخوره از مستی در میاد
جونکوک:نونا حالت خوبه؟؟(نگران)

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶۴ا.ت:خ..خوبم..مرسی(هنوز یکم لکنت داره)جونکوک:هوففف خوب...

پارت ۶۵میرن خونه شب رو میخوابن ویو صبح/جیمین بیدار میشه میره...

پارت ۶۲شب میشه هردو حموم کردن لباش میپوشن.ا.ت:اممم جیمین این...

برای فیک ازت متنفرم ولی دوست دارم.

Part7

ا~ت و شوتو پارت ۳۵۱۰ دقیقه بعد اندوار « تویا ما الان درست جل...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط