{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم

می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بی‌شعر،
شهر بی‌عشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم
می‌نویسم تا از او ابری نم‌بار بسازم
تنها زن و نوشتن
ما را از مرگ می‌رهاند...!!!
دیدگاه ها (۱)

‍ .💟 .تو چون یکی خنثیکه حاصلضرب هر کس با عشق بی خاصیتتمساوی...

💘 💘 💘 💘 💘 من به یک جدایی دیگر هیچ احتیاجی نداشتمدوباره برای ...

زمستان چمدان به دست ایستاده در مرز جنون فصل ها ،چشم دوخته به...

I ❤ ️ Uتـــ💙 ـــــو زندگی هر کسآدمایی هستن کههمین که هستن، آ...

تو آمدی و خبر ِ عشق آوردیدوستت دارم وخاک ِ گلدان را عوض می ک...

درود. سری داستان و رمان بعدی ای که می خوام بنویسم همچین وایب...

بن بست شده آخرِ راهی که توییدیوار شده مرزِ نگاهی که توییمن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط