{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان

زمستان
چمدان به دست
ایستاده
در مرز جنون فصل ها ،
چشم دوخته به جاده ای
که تو
با لباسی سبز
و سبدی از پامچال و بنفشه در دست
بیایی
بوسه ای بر گونه اش بزنی
تا برود
دیدگاه ها (۱)

می‌نویسم تا زنی را که دوست دارماز شهر بی‌شعر،شهر بی‌عشقشهر ا...

‍ .💟 .تو چون یکی خنثیکه حاصلضرب هر کس با عشق بی خاصیتتمساوی...

I ❤ ️ Uتـــ💙 ـــــو زندگی هر کسآدمایی هستن کههمین که هستن، آ...

ﻣﻦ ﺩﺭﺷﻌﺒﺪﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺩﺷ...

Part ³⁰The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

باید بدهکاریم بهت رو صاف می کردم و مثل یک ژاپنی وظیفه شناس د...

**فصل ۲۱۲: حلقه امیدهمه ساکنین هتل دستان هم را گرفتند و حلقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط