{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت یک مصرع بگو از چشم نازِ دلبرت

گفت یک مصرع بگو از چشم نازِ دلبرت


بعد از آن شاعر شدم دیوان نوشتم جلد جلد
دیدگاه ها (۰)

دلا سخت است اگر مانند يك فرمانده عاشقامير يك سپاه امّا اسير ...

من میزبان درد و غم و رنج و حسرتمای آرزوی گمشده مهمان کیستی.....

چشم درویش بکن موقع صحبت با من من دلم خواسته شاید به شما زل ...

‏گفتم که تو منظور من از این همه شعریمغرور، نگاهی به من انداخ...

'قشنگتر از چشات کجاست؟بگو برم بجورم؛من عاشق چشات شدم چجورم،"...

سماوری که به بزم حسین(ع) می‌جوشدبخار رحمت آن جُرم خلق می‌پوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط