{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏گفتم که تو منظور من از این همه شعری

‏گفتم که تو منظور من از این همه شعری

مغرور، نگاهی به من انداخت که: منظور؟!
دیدگاه ها (۰)

چشم درویش بکن موقع صحبت با من من دلم خواسته شاید به شما زل ...

گفت یک مصرع بگو از چشم نازِ دلبرتبعد از آن شاعر شدم دیوان نو...

میهمان کن، استکانی چای با قند لبتتاکه ازرونق بیفتد کسب...

📘جاده فلاندر معرفی اثر:داستانی در مورد جنگ چی بیشتر بگم تصوی...

تو برایم نفسی، جان و تنی، دنیاییدلخوشم سختی اگر هست، تو هم ا...

شکسته تحریری https://baldline.com/product/amoozesh-khat-tahriri-shekaste-nastaliq/

به او نگاهی انداخت . در حال خواندن کتابی بود . اما انگاری ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط