{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای کودکیم تنگ شده...

دلم برای کودکیم تنگ شده...
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه ی آدم ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود....
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده...
شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...
دیدگاه ها (۱۳)

♫♫ بازهم من وتو شب و ستارهبارون بی قرار اشکامکه داره بی امون...

من به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم اما به عاشق تر شدن با هر...

هر قدمی که دورتر میشوی انگاردنیا هم تنگتر میشود ! تا آنجا که...

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ استبیا ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

سلام مجدد.............از زبان مانجیرو:نکته:مانجیرو الان برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط