{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا

گفتم که عطش میکشدم در تب صحرا

گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا

گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست

گفتی چو شدی تشنه ترین قلب تو دریاست

گفتم که در این راه کو نقطه ی آغاز؟

گفتی که تویی تو خود پاسخ این راز
دیدگاه ها (۱۱)

نمـــــــــــــدانم ...دل من نازک است یا چشـــــــــــــــــ...

مورد داشتیم ....ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﮐﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺁﻭﺭﺩﻩﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ...

من عطر ِآرام ِتنت را دوست دارممحبوب ِمن ، پیراهنت را دوست دا...

سلام بی زحمت آبجیم رو لایک کنید سریع امتیازش بیاد بالا براش ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط