{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرآغاز راهی بودم مقصدی نامعلوم داشت، خیابانی پوشیده از تر

سرآغاز راهی بودم مقصدی نامعلوم داشت، خیابانی پوشیده از ترس ، دوشیده از عشق
دیدگاه ها (۰)

دوباره کاری کردی بخوره دکمه سکتیرت

من واسم قسم مرد ، تو هم بلاکت کردم هه ببخشید دستم خورد

درد ها گرفت تند تند روی من ، بعضیا بد قلدر بودن ، اما دنیا ...

من از این عشق زاده شدم ،که امروز آزاده شدم

دو پادشاه بر سرِ یک قلمرو می‌جنگند. یکی “عقل” که با عصای منط...

سلام و احترام🌷مسافرِ عشق هستم، راهیِ کربلا♥️دعوت نامه ای برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط