{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرآغاز راهی بودم مقصدی نامعلوم داشت خیابانی پوشیده از تر

سرآغاز راهی بودم مقصدی نامعلوم داشت، خیابانی پوشیده از ترس ، دوشیده از عشق
دیدگاه ها (۰)

دوباره کاری کردی بخوره دکمه سکتیرت

من واسم قسم مرد ، تو هم بلاکت کردم هه ببخشید دستم خورد

درد ها گرفت تند تند روی من ، بعضیا بد قلدر بودن ، اما دنیا ...

من از این عشق زاده شدم ،که امروز آزاده شدم

دو پادشاه بر سرِ یک قلمرو می‌جنگند. یکی “عقل” که با عصای منط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط