{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت،

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عاشق شدنت بود...

هیچ‌وقت نفهمیدی چرا پدرت برات محافظ شخصی گرفت.

تو نه آدم معروفی بودی، نه کسی که دشمن خطرناکی داشته باشه. فقط چند روز بود که پیام‌های ناشناس می‌گرفتی؛ پیام‌هایی که هر بار بیشتر از قبل می‌ترسوندنت.

و بعد، جونگ‌کوک وارد زندگیت شد.

مردی با صورت سرد، کت مشکی، نگاه جدی و فاصله‌ای که انگار هیچ‌کس نمی‌تونست ازش رد بشه.

همون روز اول پدرت اونو کنارت نشوند و خیلی جدی گفت:

«از امروز هر جا میری، جونگ‌کوک هم میاد.»

با اخم بهش نگاه کردی.

«من بچه نیستم.»

جونگ‌کوک بدون اینکه حتی نگات کنه، جواب داد:

«برای من فرقی نداره.»

«چی؟»

این بار نگات کرد.

چند ثانیه ساکت موند و بعد خیلی خونسرد گفت:

«کار من اینه که زنده بمونی. نه اینکه ازم خوشت بیاد.»

از همون لحظه ازش خوشت نیومد.

یا حداقل سعی کردی خوشت نیاد.

چون هرچی بیشتر می‌گذشت، بیشتر می‌فهمیدی پشت اون رفتار سردش، یه چیزی هست که نباید می‌دیدی.

وقتی نصف شب خوابت نمی‌برد، بدون اینکه چیزی بگی برات آب می‌آورد.

وقتی کسی توی مهمونی زیادی بهت نزدیک می‌شد، یهو کنارت ظاهر می‌شد.

و هر بار که می‌پرسیدی:

«چرا اینقدر مراقبمی؟»

فقط یه جواب داشت:

«وظیفه‌مه.»

اما یه شب، همه‌چیز تغییر کرد.

یه پیام ناشناس روی گوشیت اومد:

«فکر کردی اون واقعاً فقط محافظته؟»

چند ثانیه بعد، یه پیام دیگه رسید.

«از خودش بپرس چرا هر شب وقتی خوابی، پشت در اتاقت می‌ایسته.»

قلبت ریخت.

آروم از اتاقت بیرون اومدی.

راهرو تاریک بود.

و چند قدم جلوتر...

جونگ‌کوک ایستاده بود.

نگاهش بهت افتاد.

چند ثانیه هیچ‌کدومتون چیزی نگفتید.

بعد آروم پرسیدی:

«چند وقته پشت در اتاقم می‌ایستی؟»

برای اولین بار، جونگ‌کوک جوابی نداشت.

فقط نگات کرد.

و همون سکوت کافی بود تا بفهمی...

شاید بزرگ‌ترین خطری که پدرت می‌خواست ازت محافظت کنه، همون کسی بود که هر روز بیشتر بهش نزدیک می‌شدی.

چون جونگ‌کوک یه قانون داشت:

نباید عاشقت می‌شد.

و بدتر از اون...

اون مدت‌ها بود که این قانون رو شکسته بود.

حمایتتتتت ✨🤍💗🫠😭
دیدگاه ها (۲)

وقتی جونگ محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت،عاشق شد...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

ماهزاد فالو شه 🤍@luna.fake فیک نویس بهتری پیدا کردی اسممو عو...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط