" تو سرنوشت منی "
" تو سرنوشت منی "
پارت ۸
ویو راوی
◇ خب بعدش چیشد؟
+هیچی دیگه هر کی اسمی که خودش میخواست رو میزاشت
♧ تصمیم اینکه بعد از بدنیا اومدن بچه ها طلاق بگیرین رو قبلش گرفته بودین یا بعد از بدنیا اومدن بچه ها
_ قبل از زایمان دعوامون شد بعد از اینکه بچه ها اومدن هم طلاق گرفتیم
+ مرتیکه دوقطبی ........اعععع نقاشی بچه رو تماما سیاه کرده بود خدای من ، من پسرمو سپردم دسته این بشر .......اصلا ریختشو میبینم حالم بهم میخوره
_ دختره ی روانی ........هر جا منو میبینه کتکم میزنه ........وقتی از هم طلاق گرفتیم دید بچه بغلمه ها اومد با کیف زد تو صورتم
همونطور که اینا پشت سر هم حرف میزدن اونور هم بچه ها همو پیدا کردن و باهم دوست شدن
♤ میایی باهم دوست بشیم
♡ مامانم گلفته با مردا نباید دوست بسم
♤ من که مرد نیستم
هلن یه ذره فکر کرد بعدش گفت
♡ باسه .... اسم من هلنه
♤ اسم منم جیهونه ........قول میدم ازت مراقبت کنم
همو بغل کردن
ویو النا
۲ هفته گذشت و من هرجا میرم این بشر رو میبینم تو مهدکودک ، شرکت ، سر ساختمون حتی بیمارستان ، هلن و جیهون هم وابسته هم شدن . امروز صبح از خواب بیدار شدم و رفتم هلن رو از خواب بیدار کردم
+پاشو کوچولوی من
هلن درحالی که داشت چشماشو میمالوند گفت
♡ مامان تروخلدا بزار بخوابم
+اگر بیدار نشی نمیتونی جیهون رو ببینی
هلن سریع از جاش بلند شد و بردمش دست و صورتشو شستم و لباساشو تنش کردم و چون بنزین ماشینم تموم شده بود تصمیم گرفتم پیاده بریم . بعد از ۴۰ دقیقه بلاخره رسیدیم مهدکودک و هلن رو فرستادم تو و خودم هم رفتم شرکت امروز جلسه داشتیم و جونگکوک دقیقا روبه روی من نشسته بود و من هرچی میگفتم اون باید خلاف حرفای من میزد
+به نظرم میلگرد ها به این صورت چیده بشن تا سازه محکم تر باشه
_ ولی به نظرم همون چیدمان همیشگی رو داشته باشیم بهتره
+.....و رنگ لابی هم باید روشن باشه تا حس خوبی به ساکنین بده
_ بهتره رنگ تیره باشه تا فضای مدرنتری رو القاء کنه
+ میشه اینقدر وسط حرفم نپرین
_ من نمیپرم فقط دارم نظرم رو اعلام میکنم
تا خواستم جوابشو بدم گوشیم زنگ خورد همزمان با من ، گوشی جونگکوک هم زنگ خورد . از مهدکودک بود انگار بچه ها دعواشون شده بود . سریع جلسه رو تموم کردیم و رفتیم
_ بیا برسونمت
+لازم نیست خودم میرم
_ اگه پیاده بری که نمیرسی
ناچارا سوار شدم و باهم رفتیم ............
شرط
لایک ۱۴ تا
کامنت ۲۰ تا
بازنشر ۲ تا
پارت ۸
ویو راوی
◇ خب بعدش چیشد؟
+هیچی دیگه هر کی اسمی که خودش میخواست رو میزاشت
♧ تصمیم اینکه بعد از بدنیا اومدن بچه ها طلاق بگیرین رو قبلش گرفته بودین یا بعد از بدنیا اومدن بچه ها
_ قبل از زایمان دعوامون شد بعد از اینکه بچه ها اومدن هم طلاق گرفتیم
+ مرتیکه دوقطبی ........اعععع نقاشی بچه رو تماما سیاه کرده بود خدای من ، من پسرمو سپردم دسته این بشر .......اصلا ریختشو میبینم حالم بهم میخوره
_ دختره ی روانی ........هر جا منو میبینه کتکم میزنه ........وقتی از هم طلاق گرفتیم دید بچه بغلمه ها اومد با کیف زد تو صورتم
همونطور که اینا پشت سر هم حرف میزدن اونور هم بچه ها همو پیدا کردن و باهم دوست شدن
♤ میایی باهم دوست بشیم
♡ مامانم گلفته با مردا نباید دوست بسم
♤ من که مرد نیستم
هلن یه ذره فکر کرد بعدش گفت
♡ باسه .... اسم من هلنه
♤ اسم منم جیهونه ........قول میدم ازت مراقبت کنم
همو بغل کردن
ویو النا
۲ هفته گذشت و من هرجا میرم این بشر رو میبینم تو مهدکودک ، شرکت ، سر ساختمون حتی بیمارستان ، هلن و جیهون هم وابسته هم شدن . امروز صبح از خواب بیدار شدم و رفتم هلن رو از خواب بیدار کردم
+پاشو کوچولوی من
هلن درحالی که داشت چشماشو میمالوند گفت
♡ مامان تروخلدا بزار بخوابم
+اگر بیدار نشی نمیتونی جیهون رو ببینی
هلن سریع از جاش بلند شد و بردمش دست و صورتشو شستم و لباساشو تنش کردم و چون بنزین ماشینم تموم شده بود تصمیم گرفتم پیاده بریم . بعد از ۴۰ دقیقه بلاخره رسیدیم مهدکودک و هلن رو فرستادم تو و خودم هم رفتم شرکت امروز جلسه داشتیم و جونگکوک دقیقا روبه روی من نشسته بود و من هرچی میگفتم اون باید خلاف حرفای من میزد
+به نظرم میلگرد ها به این صورت چیده بشن تا سازه محکم تر باشه
_ ولی به نظرم همون چیدمان همیشگی رو داشته باشیم بهتره
+.....و رنگ لابی هم باید روشن باشه تا حس خوبی به ساکنین بده
_ بهتره رنگ تیره باشه تا فضای مدرنتری رو القاء کنه
+ میشه اینقدر وسط حرفم نپرین
_ من نمیپرم فقط دارم نظرم رو اعلام میکنم
تا خواستم جوابشو بدم گوشیم زنگ خورد همزمان با من ، گوشی جونگکوک هم زنگ خورد . از مهدکودک بود انگار بچه ها دعواشون شده بود . سریع جلسه رو تموم کردیم و رفتیم
_ بیا برسونمت
+لازم نیست خودم میرم
_ اگه پیاده بری که نمیرسی
ناچارا سوار شدم و باهم رفتیم ............
شرط
لایک ۱۴ تا
کامنت ۲۰ تا
بازنشر ۲ تا
- ۷۴
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط