{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

********

********
ابولحسن خرقانی:
جواب 4 نفر مرا سخت تکان داد...!

اول : مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد !
او گفت : ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد !

دوم : مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود میرفت.
به او گفتم : قدم ثابت بردار تا نلغزی !
گفت : من بلغزم باکی نیست...
بهوش باش تو نلغزی شیخ ! که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.

??سوم : کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم : این روشنایی را از کجا آورده ای ؟!
کودک چراغ را فوت کرد و آنرا خاموش ساخت و
گفت : تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت ؟

چهارم : زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت میکرد !
گفتم : اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن !
گفت : من که غرق خواهش دنیا هستم ؛ چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست ؛ تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری ؟!!!
دیدگاه ها (۲)

ابولحسن خرقانی؛ جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!اول:مرد ...

شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.اول: مر...

ابوالحسن خرقانی می گوید: ￿جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!...

ابوالحسن خرقانی می گوید:جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!...

ابوالحسن خرقانی؛ جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!اول:مرد...

جواب سه نفرمراسخت تکان داد:اول:مستی دیدم که افتان و خیزان در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط