{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعوتم کن به چای عصرانه

دعوتم کن به چای عصرانه
با همان خنده های محجوبت
وعده ی عاشقانه ای بگذار
با من و استکان محبوبت

با تو هرچند چای می نوشم
در خیالم که با تو آسوده ست
وحشتی در صدای من پیداست
مثل ساری که در قفس بوده ست

عصرها عطر می زنی تا شعر
لا به لای جهان شروع شود
قصد داری قلمرو عطرت
از کجای جهان شروع شود؟

قصد داری که روزگارم را
توی جیب کتت کجا ببری؟
چمدانم پر از سفر شده است
می شود با خودت مرا ببری؟

چادرم را به سر می اندازم
می نشینم کنارت آهسته
من همان دختر خجالتی ام
که به لبخندهات دل بسته
دیدگاه ها (۲)

ماخانه بدوشیم وجهان خانه مانیست" درحلقه مانیست هرآنکس که چوم...

چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار دلتنگی هایم قدم بزنمدر این خ...

غزل شروع می شود به نام بیقرار تو...قلم به رقص می رود،فقط به ...

بی تو من لحظه به لحظه ز خودم دور شدم به زمین ،به زندگی ،وصل...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_چهل_...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_بیست...

فال امروز یکشنبه 27 اردیبهشت 94 یکشنبه 17 می 2015فال حافظفال...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط