افتـاد سنگـــــی از لـب بامـی
افتـاد سنگـــــی از لـب بامـی
بـر سـر عـارف نـکـونـامــی
گفت حمد ای خدای بنده نواز
شکـر ای کـریم سنـگ انداز...
رهرویگفت اینچهگفتاراست
کیخدا شکرخواه آزار است
خندهای کـرد و گـفت آن دانـا
تـو چه دانی حدیث او بـا ما
خواستگویدبهخفیه درگوشم
کهایفلانینیستیفراموشم...
خدایا فراموشم نکن
حسبناالله نعم الوکیل
بـر سـر عـارف نـکـونـامــی
گفت حمد ای خدای بنده نواز
شکـر ای کـریم سنـگ انداز...
رهرویگفت اینچهگفتاراست
کیخدا شکرخواه آزار است
خندهای کـرد و گـفت آن دانـا
تـو چه دانی حدیث او بـا ما
خواستگویدبهخفیه درگوشم
کهایفلانینیستیفراموشم...
خدایا فراموشم نکن
حسبناالله نعم الوکیل
- ۹۷۳
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط