{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما نیم‌ شبی من خواهم رفت؛

اما نیم‌ شبی من خواهم رفت؛
از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته‌‌اند
و تو آن‌گاه خواهی دانست، خون سبز من !
خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالی‌ست
و تو آن‌گاه خواهی دانست،
پرنده‌ی کوچک قفس خالی و منتظر من
خواهی دانست که تنها مانده‌ای با روح خودت
و بی‌ کسی‌‌ات را دردناک‌تر خواهی چشید زیر دندان غم‌ات
غمی که من می‌برم
غمی که من می‌‌کشم ..
دیدگاه ها (۴)

تو زیباترین حزن من بودی عزیزترین زخمم بودیو اینکه با افعال ...

هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتمهرگز دل از محبّتِ او برنداشتم ...

و اما؛نیمه شبیمن خواهم رفت...از دنیایی که مال من نیستاز زمین...

و اما؛نیمه شبی من خواهم رفتاز دنیایی که مال من نیستاز زمینی ...

«ای سردارِ جان، ای رهبرِ شهیدم…با رفتنت، انگار تکه‌ای از روح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط