{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتم

هرچند عمر در غم و حرمان گذاشتم
هرگز دل از محبّتِ او برنداشتم
 
جان و دل است هیمة آن آتشی که من
همّت به زنده‌‌داشتنش برگماشتم
 
در داوِ عشق دستِ تهی نیست عذرِ مرد
من از میانِ مدعیان جان گذاشتم
دیدگاه ها (۲)

جایی که با همه وجود برام ارامش بخشه آرامگاه حضرت سعدیه 🥀

تو زیباترین حزن من بودی عزیزترین زخمم بودیو اینکه با افعال ...

اما نیم‌ شبی من خواهم رفت؛از دنیایی که مال من نیستاز زمینی ک...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

Attar050511

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط