{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاغذ و خودکارت رو بذار جلوت

کاغَذ و خودکارت رو بذار جلوتـ
آدَمهایِ زِندِگیت رو یکی یکی بِنِویسـ
اِضافِه کاری دارِه ... خَط بِزَن
حِسادَت میکُنِه ... خَط بِزَن
خوبیهات به چِشمِش نِمیاد ... خَط بِزَن
جِنسِ مُخالف رو تَرجیع میدِه ... خَط بِزَن
هَر وَقت تَنها شُد یادِت میوفتِه ... خَط بِزَن
پُشتِ سَرِت حَرف میزَنِه ... خَط بِزَن
مَکث نَکُن، فَقَط خَط بِزَن
اَز این نَتَرس که تَنها بَشی
تَنهایی شَرَف داره به حضورِ این آدَما تو زِندِگیت
شروع کُن ...
اِضافی هارو خَط خَطی کُن ...
دیدگاه ها (۵)

هــورا تـموم شـداخـرین امـتحـان عـالی بـود~(^◇^)/

‌ خدایا... دریافته ام کسی که میگوید "برایم دعا کن" از روی عا...

واسم دعا کنید:-!

احتمالا بیست و نه روز بودن اسفند ،حاصل لجاجت بچه ای بود که م...

☕ قهوه تلخ پارت هجدهم همین جا بود که یه نگاه بین من و جونگکو...

P19در اتاق کنفرانس باز شد.اول دونگ‌سو وارد شد. قدم‌هاش شمرده...

پارت بیست و پنجم در آغوش زندانویو نویسنده اتاق ساکت بود… ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط