{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاغَذ و خودکارت رو بذار جلوتـ

کاغَذ و خودکارت رو بذار جلوتـ
آدَمهایِ زِندِگیت رو یکی یکی بِنِویسـ
اِضافِه کاری دارِه ... خَط بِزَن
حِسادَت میکُنِه ... خَط بِزَن
خوبیهات به چِشمِش نِمیاد ... خَط بِزَن
جِنسِ مُخالف رو تَرجیع میدِه ... خَط بِزَن
هَر وَقت تَنها شُد یادِت میوفتِه ... خَط بِزَن
پُشتِ سَرِت حَرف میزَنِه ... خَط بِزَن
مَکث نَکُن، فَقَط خَط بِزَن
اَز این نَتَرس که تَنها بَشی
تَنهایی شَرَف داره به حضورِ این آدَما تو زِندِگیت
شروع کُن ...
اِضافی هارو خَط خَطی کُن ...
دیدگاه ها (۵)

شروع کن اضافی‌هارو خط بزن❌کاغذو خودکارتو بذار جلوتهر کسی بی ...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎 🪽📖𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این فقط یه جمله‌ست....

داستان عاشقانه جدید

چند پارتی نامجون

My ProfessorChapter: 2Part: 88کلید رو توی قفل چرخوند و وارد ...

Part 3

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط