اسم فیک: عشق در یک نگاه
اسم فیک: عشق در یک نگاه
part: ۱
ویو ملیسا
مثل همیشه از دادگاه برمیگشتم
اهنگ داشتم گوش میدادم ک یهو
گوشیم زنگ خورد دیدم
رزا عه جواب دادم =
شروع مکالمه : ( ~ رزا ) ( ملیسا )
: الو سلامم عشقمم
~ : سلام عزیزم چطوری
: خوبم فدات تو چطوری
~ : شکر، قربونت چخبرا
: عاا، سلامتیت
~ : فدات، میگما شب با بروبچ
میای بریم پارتی؟ ساعت 8.
: تازه از دادگاه دارم میرم خونه
تا سه ساعت دیگه اماده باشین
~ :باشه عجقممم، خسته نباشی
: بوسس بای
پایان مکالمهه
گوشیو قطع کردم
رفتم خونه ماشینو پارک کردم
کلیدو تو در چرخوندم رفتم تو
معلوم بود مامانو بابا خونه نبودن
طبق معمول جیمین هم نبود.
رفتم بالا تو اتاقم
لباس و حولمو گرفتم راهی حموم شدم
حدودا 30 مین حموم کردم
لباس خونگیمو پوشیدم
رفتم پایین چون میدونستم مامان
غذامو درست کرده
رفتم سراغ گاز دیدم بــــلــــههههه
نودل و دوکبوکی درست کرده
اخججوووون
شروع کردم به خوردن غذا
انقد خوشمزه بود دستاتم باهاش میخوردی
ظرف هارو شستم ، رفتن رو مبل روبرو تلوزیون دراز کشیدم.
دیدم فیلم داره ولی خواب داشتم
رفتم سراغ گوشی ، تو گپ رفتم
دیدم بچه ها ( لارا ، تهیونگ ، رزا ، جیمین ) دارن صحبت میکنن
اصلا نگاهم نکردم راجع به چی بود
گوشی رو تایمر میزارم
الان ساعت 16/45 دقیقه هستش
برای ساعت 18/30 ذخیره کردم
گوشی رو خاموش کردم خوابیدم
صدای اعلان روشن شد
با صدا بلند شدم رفتم
بالا تو روشویی صورتمو با فیس واش
شستم و با حوله خشک کردم
و موهامو سشوار کشیدم
ارایشمو کردم
لباسمو پوشیدم و
تاداااااانن............
ادامه داره..... 🎀
خبببببب عشقامممممم
چطوره؟؟ میخوام شرط بزارم
شرط :
25 تا لایک
30 تا بازنشر
کامنت هم باخودتون
🎀🎀🎀
تو پارت بعد لباس و کفش و ارایشش رو میزارم🤍
part: ۱
ویو ملیسا
مثل همیشه از دادگاه برمیگشتم
اهنگ داشتم گوش میدادم ک یهو
گوشیم زنگ خورد دیدم
رزا عه جواب دادم =
شروع مکالمه : ( ~ رزا ) ( ملیسا )
: الو سلامم عشقمم
~ : سلام عزیزم چطوری
: خوبم فدات تو چطوری
~ : شکر، قربونت چخبرا
: عاا، سلامتیت
~ : فدات، میگما شب با بروبچ
میای بریم پارتی؟ ساعت 8.
: تازه از دادگاه دارم میرم خونه
تا سه ساعت دیگه اماده باشین
~ :باشه عجقممم، خسته نباشی
: بوسس بای
پایان مکالمهه
گوشیو قطع کردم
رفتم خونه ماشینو پارک کردم
کلیدو تو در چرخوندم رفتم تو
معلوم بود مامانو بابا خونه نبودن
طبق معمول جیمین هم نبود.
رفتم بالا تو اتاقم
لباس و حولمو گرفتم راهی حموم شدم
حدودا 30 مین حموم کردم
لباس خونگیمو پوشیدم
رفتم پایین چون میدونستم مامان
غذامو درست کرده
رفتم سراغ گاز دیدم بــــلــــههههه
نودل و دوکبوکی درست کرده
اخججوووون
شروع کردم به خوردن غذا
انقد خوشمزه بود دستاتم باهاش میخوردی
ظرف هارو شستم ، رفتن رو مبل روبرو تلوزیون دراز کشیدم.
دیدم فیلم داره ولی خواب داشتم
رفتم سراغ گوشی ، تو گپ رفتم
دیدم بچه ها ( لارا ، تهیونگ ، رزا ، جیمین ) دارن صحبت میکنن
اصلا نگاهم نکردم راجع به چی بود
گوشی رو تایمر میزارم
الان ساعت 16/45 دقیقه هستش
برای ساعت 18/30 ذخیره کردم
گوشی رو خاموش کردم خوابیدم
صدای اعلان روشن شد
با صدا بلند شدم رفتم
بالا تو روشویی صورتمو با فیس واش
شستم و با حوله خشک کردم
و موهامو سشوار کشیدم
ارایشمو کردم
لباسمو پوشیدم و
تاداااااانن............
ادامه داره..... 🎀
خبببببب عشقامممممم
چطوره؟؟ میخوام شرط بزارم
شرط :
25 تا لایک
30 تا بازنشر
کامنت هم باخودتون
🎀🎀🎀
تو پارت بعد لباس و کفش و ارایشش رو میزارم🤍
- ۳۳۴
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط