اسم فیک : عشق در یک نگاه
اسم فیک : عشق در یک نگاه
part: ۲
تاداااانننن
اماده شدممم بعد مدت هااا
عییی واییییی یچی یادم رف
عطررمممممم
عطرمو نزدمممم واییییی
عطرمو گرفتم زدم و اره امادمممم
رفتم تو گپ به بگه ها پیام دادم گفتم
+ : مکان کجاس؟
تهیونگ پیام داد و گفت:
_ : بیا فلان جا...........
+ : اها ممنون
منتظر جوابی نموندمو سریع سوویچمو
گرفتم و از خونه زدم بیرون
راه افتادم برم دنبال لارا
رسیدم دم در و بلاخره بعد 2 مین
اومد و سوار شد،
درو بست و احوال پرسی کردیم و
ب دنبال رزا به راه افتادیم
لارا بلوتوثش رو به ظبط ماشین وصل کرد و
اهنگ شو انتخاب کرد و بعد پلی کرد
کلی کارای سم ( مسخره بازی 😂 )
تا اینکه رسیدیم در خونه رزا بوق زدم که بیاد
دیدم لارا ظبط رو کم کرد و رزا در رو باز کرد و
اومد رفت پشت نشست
سلامو احوال پرسی با رزا و کلی ذوق
از لباس های هم دیگه
لارا ظبطو زیاد کرد و یه اهنگ سم دیگه
کلییییی شیطنت کردیم باهم و کلیی خندهه
یعنی در اصل جرر خوردیم ( نخ سوزن 😂 )
و بعد حدود 10 مین به مکانی که
تهیونگ گفت رسیدیم
دخترا پیاده شدن و من رفتم ماشینو تو
پارکینگ پارک کردم و کلی ماشین اینجا بود
رفتم پیش بچه ها که دیدم سه تا پسر
از اون خوشتیپا اومد بـــــللـــــــههههه
جیمین ، تهیونگ ، با یه پسری ک ندیدم
تا بحال ولی انگار لارا دیده بود
اصلا به روس خودم نیوردم که نمیشناسمش
سلامو احوال پرسی کردیم با پسرا بعد متوجه
شدم ک اون پسره اسمش جونگ کوکه
و چون میدونستم اسم برادر لارا جونگ کوکه
فهمیدم برادر لاراعه ولی چون ندیدمش تا حالا
قیافشو نمیشناختم( چجور شوهرمو نمیشناسی😂😔)
ما دخترا جلوتر از پسرا حرکت کردیم
و پسرا پشتمون و هی میگفتن کدوم سمت
بریم و بلاخره رفتم یه جا نشستم تمام بچه
ها پخش شدن هرکدوم به یه سمتی
منم بعد 2مین نشستن بلند شدم ک برم
نوشیدنی بردارم
گرفتم و برگشتم که برم بشینمو بخورم
ک یهو خوردم به یه ادم هیکلی
که نصف نوشیدنی ریخت رو ساعدش
سرمو بالا اوردم که معذرت بخوام دیدم
جونگ کوکه
+ : ببخشید واقعا معذرت میخوامم
_ : چون تویی میبخشم عیب نداره
+ : بازم ببخشید
_ : گفتم ک عیب نداره برو
رفتم نشستم سر جام و نوشیدنی رو خوردم
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
ویو کوک =
دختر خوشگلی بود و میدونستم که رفیق
جون جونیه لارا عه و خواهر جیمین
یکبار دیدمش ولی فکر نکنم اون منو
دیده باشه چون حواسش نبود
رفتم پیش پسرا حدود 10 مین گذشت که
دیدم دخترا یکی یکی اومدن پیشمون..
ادامهه داررههه... 🎀
اسلاید 1 = لباس ملیس
اسلاید 2 = کفش ملیس
اسلاید 3 = ارایش ملیس
شرط :
20 تا لایک
15 تا بازنشر
کامنت با خودتون ولی بزارید که انرژی
بگیرم🤍
part: ۲
تاداااانننن
اماده شدممم بعد مدت هااا
عییی واییییی یچی یادم رف
عطررمممممم
عطرمو نزدمممم واییییی
عطرمو گرفتم زدم و اره امادمممم
رفتم تو گپ به بگه ها پیام دادم گفتم
+ : مکان کجاس؟
تهیونگ پیام داد و گفت:
_ : بیا فلان جا...........
+ : اها ممنون
منتظر جوابی نموندمو سریع سوویچمو
گرفتم و از خونه زدم بیرون
راه افتادم برم دنبال لارا
رسیدم دم در و بلاخره بعد 2 مین
اومد و سوار شد،
درو بست و احوال پرسی کردیم و
ب دنبال رزا به راه افتادیم
لارا بلوتوثش رو به ظبط ماشین وصل کرد و
اهنگ شو انتخاب کرد و بعد پلی کرد
کلی کارای سم ( مسخره بازی 😂 )
تا اینکه رسیدیم در خونه رزا بوق زدم که بیاد
دیدم لارا ظبط رو کم کرد و رزا در رو باز کرد و
اومد رفت پشت نشست
سلامو احوال پرسی با رزا و کلی ذوق
از لباس های هم دیگه
لارا ظبطو زیاد کرد و یه اهنگ سم دیگه
کلییییی شیطنت کردیم باهم و کلیی خندهه
یعنی در اصل جرر خوردیم ( نخ سوزن 😂 )
و بعد حدود 10 مین به مکانی که
تهیونگ گفت رسیدیم
دخترا پیاده شدن و من رفتم ماشینو تو
پارکینگ پارک کردم و کلی ماشین اینجا بود
رفتم پیش بچه ها که دیدم سه تا پسر
از اون خوشتیپا اومد بـــــللـــــــههههه
جیمین ، تهیونگ ، با یه پسری ک ندیدم
تا بحال ولی انگار لارا دیده بود
اصلا به روس خودم نیوردم که نمیشناسمش
سلامو احوال پرسی کردیم با پسرا بعد متوجه
شدم ک اون پسره اسمش جونگ کوکه
و چون میدونستم اسم برادر لارا جونگ کوکه
فهمیدم برادر لاراعه ولی چون ندیدمش تا حالا
قیافشو نمیشناختم( چجور شوهرمو نمیشناسی😂😔)
ما دخترا جلوتر از پسرا حرکت کردیم
و پسرا پشتمون و هی میگفتن کدوم سمت
بریم و بلاخره رفتم یه جا نشستم تمام بچه
ها پخش شدن هرکدوم به یه سمتی
منم بعد 2مین نشستن بلند شدم ک برم
نوشیدنی بردارم
گرفتم و برگشتم که برم بشینمو بخورم
ک یهو خوردم به یه ادم هیکلی
که نصف نوشیدنی ریخت رو ساعدش
سرمو بالا اوردم که معذرت بخوام دیدم
جونگ کوکه
+ : ببخشید واقعا معذرت میخوامم
_ : چون تویی میبخشم عیب نداره
+ : بازم ببخشید
_ : گفتم ک عیب نداره برو
رفتم نشستم سر جام و نوشیدنی رو خوردم
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
ویو کوک =
دختر خوشگلی بود و میدونستم که رفیق
جون جونیه لارا عه و خواهر جیمین
یکبار دیدمش ولی فکر نکنم اون منو
دیده باشه چون حواسش نبود
رفتم پیش پسرا حدود 10 مین گذشت که
دیدم دخترا یکی یکی اومدن پیشمون..
ادامهه داررههه... 🎀
اسلاید 1 = لباس ملیس
اسلاید 2 = کفش ملیس
اسلاید 3 = ارایش ملیس
شرط :
20 تا لایک
15 تا بازنشر
کامنت با خودتون ولی بزارید که انرژی
بگیرم🤍
- ۱۱۵
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط