{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز در ...

باز در ...
خلوت من...
دست خیال...
صورت شاد تو را نقش نمود...
دیدگاه ها (۱)

شب است و خنجر های بی کسی چنان در شعرم فرو رفته که جراحتی عمی...

بی تو دیده ی جان رابسته ام ز بینایی....#

خانه گُل دادهشمعدانی هادو برابرِ آینه شکوفه زده اندخودم هم ج...

#عاشقانه

بریم که سیاحت کنیم... و حماسه دیگررررر را از دریا دلان، و یا...

بی تو مهتاب شبى باز ولش كن ديگراين منِ بی تو مگر كوچـه خياب...

صفایی بود دیشب با خیالت ؛ خلوت ما را...ولی من باز پنهانی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط