{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر انسانی، یک‌بار

هر انسانی، یک‌بار
برای رسیدن به یک‌نفر
عجله می‌کند
و پس آن
برای رسیدن به کسان دیگر
دیر میکند
“در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،
با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،

ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!!!”


کتاب "دومین مکتوب" اثر پائولو کوئیلو.
دیدگاه ها (۲)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

زندگینامه نووا

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم ...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجه...

"پائولو کوئیلو""کتاب دومین مکتوب"هر انسانی، یک‌باربرای رسیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط