{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب دار بر گردنم آویختند و گفتند آخرین آرزویت چیست؟

طناب دار بر گردنم آویختند و گفتند آخرین آرزویت چیست؟
گفتم دیدن روی یار
گفتند :خسته است به خدا تا صبح طنابت را بافته است ...
دیدگاه ها (۱)

اگر عاشق نبودم اینچنین پیرم نمی کردی به این تن، این تن وامان...

گم کرده ام در آیینه تصویر خود راای صورتک ها!من کدامین شمایم؟

✘ نه آرامشت را به چشمـﮯ وابسته کن،نه دستت رابه گرم...

روزهایم خاکی وخاکستریست/کوچه گردی بی سرو بی پا شدم/گفته بودم...

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم

🩵سلام🍃صبح سه شنبه‌تون زیبا🩵و لحظات زندگیتون🍃گرم از عشق و محب...

عید ولایت

🌸🍃دوست من سلام🌸🍃هر کجا هستی🌸🍃خــــــــدا یار تو باد🌸🍃خالق هس...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

جرعہ جرعہ عشق را سر ميڪشم  نقش عشقـم را بہ ساغـر ميڪشمخستہ ا...

سمع الله لمن حمده...قطعا خدا صدای ما رو میشنوه؛قبل رفتن به س...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط