{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوسفندانی بودیم

گوسفندانی بودیم
امدند خرمان کنند
گرگ شدیم
دیدگاه ها (۰)

همیشه در عجب بودم کهچرا در جاده عشقپا به پایم نمی آمدیحتی وق...

تو را می‌‌خواهم برای پنجاه سالگی، شصت سالگی، هفتاد سالگی.تو ...

آنقدر خسته‌امکه حاضرمسرم را روی تکه سنگیبگذارم و بخوابم.اما ...

بین لبخند و اشک ریختن لبخند را انتخاب کردمنه به خاطر آن که د...

.🐺ما بین یه گله گرگ بزرگ شدیمما عین یه بچه گرگ خو پر شدیم

چی بودیم چی شدیم...

جوانی گم گشته بودیم در حسر ارزو پیر شدیم..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط