حکایت ؛
حکایت ؛
تحمل نیش عقرب ؛
نصربن احمد سامانی یکی از سپهسالاران خود را که علی نام داشت به جنگ «ماکان» نامزد کرد و در حالی که به او اندرزهای سیاسی می داد، عقربی به درون پیراهن علی راه یافت و هفده نوبت او را نیش زد ولی او دم برنیاورد. چون سخن نصر به پایان رسید علی جامه از تن بیرون کرد و حاضران از ماجرا با خبر شدند. چون امیر نصر علت تحمل او را پرسید گفت: «اگر در حضور امیر از زخم عقربی اضطراب نموده و سخن ایشان را ناتمام بگذارم چگونه به استقبال دشمن بروم؟»
تحمل نیش عقرب ؛
نصربن احمد سامانی یکی از سپهسالاران خود را که علی نام داشت به جنگ «ماکان» نامزد کرد و در حالی که به او اندرزهای سیاسی می داد، عقربی به درون پیراهن علی راه یافت و هفده نوبت او را نیش زد ولی او دم برنیاورد. چون سخن نصر به پایان رسید علی جامه از تن بیرون کرد و حاضران از ماجرا با خبر شدند. چون امیر نصر علت تحمل او را پرسید گفت: «اگر در حضور امیر از زخم عقربی اضطراب نموده و سخن ایشان را ناتمام بگذارم چگونه به استقبال دشمن بروم؟»
- ۹۴۱
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط