{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس میکردم که نه زنده‌ی زنده هستم و نه مردهٔ مرده. فقط یک

حس میکردم که نه زنده‌ی زنده هستم و نه مردهٔ مرده. فقط یک مردهٔ متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زنده‌ها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده می‌کردم.

- کتابِ بوف‌کور
دیدگاه ها (۰)

نمیدونم چم شده جدیدا نمیتونم هیچ جوره باهیچکس ارتباط بگیرم، ...

کاش توی مدرسه، به جای مشتق و انتگرال گرفتن و پیدا کردن سرعت ...

story

فکرم‌از‌هم‌پیچید،‌متوقف‌شد.. به‌سقف‌اتاقی‌نگاه‌میکنم‌که‌درحا...

«بعضی‌ها زنده‌ان که بمیرن، مرده‌ان که بمانند.»· «دلم مرگ می‌...

۳_دنیاسازی فوق‌العاده دنیای اینچنترا پر از جادو، طلسم و قوان...

پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست: از همون بعد فارغ‌التحصیلی با ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط