{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

سودش این بس که بهیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی

سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمی بازار کسی

غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل
شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم
به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی


#شهریار
دیدگاه ها (۱)

حلزون درونت را پیدا کن!جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی عروس دریایی...

ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!ما مردم صبح که سر از ب...

خدای مهربانم ...ترسهای بی امانم را بگیر....آشوبهای قلبم را آ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازدهر که چون ماه بر افروخت شب تار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط