یکی در حسرت آغوش
یکی در حسرت آغوش
یکی با غربت یک نوش
یکی سرمست از تقلید
اسید بر هستیش پاشید
یکی شاد از درخشیدن
شده دلقک ِ نادیدن
یکی تابلوی اعلانات
همه جور ِ ، از امکانات
نمی دانم چرا آنها
نمی دانند ، این دنیا
که یک خواب از سر عشق است
نه آن عشقی که در آغوش
نه آن حسرت که دارد جوش
نه صورت و نه اندام است
تمام خودنمائی ها
همه رویای اوهام است
که عشق و عاشقی ساده است
و ساده زیستن
عشق است...............
#شهزاد
یکی با غربت یک نوش
یکی سرمست از تقلید
اسید بر هستیش پاشید
یکی شاد از درخشیدن
شده دلقک ِ نادیدن
یکی تابلوی اعلانات
همه جور ِ ، از امکانات
نمی دانم چرا آنها
نمی دانند ، این دنیا
که یک خواب از سر عشق است
نه آن عشقی که در آغوش
نه آن حسرت که دارد جوش
نه صورت و نه اندام است
تمام خودنمائی ها
همه رویای اوهام است
که عشق و عاشقی ساده است
و ساده زیستن
عشق است...............
#شهزاد
- ۴۵۴
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط