{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی در حسرت آغوش

یکی در حسرت آغوش
یکی با غربت یک نوش
یکی سرمست از تقلید
اسید بر هستیش پاشید
یکی شاد از درخشیدن
شده دلقک ِ نادیدن
یکی تابلوی اعلانات
همه جور ِ ، از امکانات
نمی دانم چرا آنها
نمی دانند ، این دنیا
که یک خواب از سر عشق است
نه آن عشقی که در آغوش
نه آن حسرت که دارد جوش
نه صورت و نه اندام است
تمام خودنمائی ها
همه رویای اوهام است
که عشق و عاشقی ساده است
و ساده زیستن
عشق است...............

#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

عشق مرا دوباره بیمار کنباز بسوزانم و بیدار کنعاشق شعله های و...

خوشا ویرانی از این درد ِ طوفانیخوشا نعره بر آوردن از این فری...

بی قید اگر باشیاز بند غم آزادیچون بند به پایت نیستسرمستی و د...

راهی سلسه ای پُر پیچ خم فارغ از معیار های بیش و کم راهی وسوس...

نام فیلم (the words)

#باران 🦋🫰🏼رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به...

رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به پاییزِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط