{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رخ جانان اگر باشد در دلم دیگر غمی نیست

رخ جانان اگر باشد در دلم دیگر غمی نیست
تا که نام او بباشد برلبم دیگر سخن نیست
او چه میداند که رسم دل همه ازنام اوست
گرسخن بر لب بیاید از لب ودندان اوست
او پی خود رفت و من باخیالش زنده ام
گر خیال از من بگیرند،لاجرم من مرده ام
او سرش بر آسمان و من نگاهم بر زمین
هر شبانگاه من ببوسم ردپایش بر زمین
دیدگاه ها (۱۹)

شعر بسیار زیبایی هست کامنت لطفا گرچه او نیست به گلزار گل زیب...

خدا تغزل خود را به قالب او داد

بسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم

#بسم‌_الله_الرحمن_الرحیم

دلم گرم خداوندیست... چه زیبا خالقی دارمدلم گرم است می دانمکه...

مردمي كه گلها را دوست دارن خودشان از گلها دوست داشتنی ترند.گ...

بیان شعری خاص احمد عزیزی نیز از دیگر وجوه تشخصمثنوی های اوست...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما دوشنبه 11 تیر 9فال ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط